جشن نوروز
جشن نوروز
جشن نوروز جمشیدی، روز اهورامزدا، روز نخست فروردین ماه، آغاز بهار همراه با شكوفهی درختان و سرسبزی نهاد (طبیعت) بر پایهی سنجیدهترین اندازهگیری اخترشناسی و گاهشماری جهان است. جشن نوروز بزرگترین و باشكوهترین جشن كهن در همهی شهرپهای (ساتراپهای، ایالات) ایران بزرگ است كه از روزگار بسیار دور برای ما به یادگار مانده است، همانگونه كه بسیاری از بزرگان همچو فرزانه فردوسی از آن یاد كردهاند.
اگر به گذشته باز گردیم و آیینهای فراموش شدهایی همچون بابانوروز (عمو نوروز)، خواجه پیروز (حاجی فیروز)، پنجه یا بهیزك و... را نیز به آن بیفزاییم، خواهیم دید كه جشن نوروز بسیار گستردهتر از آن چیزی است كه امروز برگزار میشود.
چرا نوروز را جمشیدی گویند؟
ریشهی میتُختی (اسطورهای) نوروز را به جمشید شاه پیشدادی پیوند میدهند، همچنان كه این جشن تا به امروز به نام جشن نوروز جمشیدی آوازهمند است.
گویند به زمان جمشید شاه، سرما و توفان بزرگ ایرانویچ را فرا میگیرد و در پایان سال سوم، در آغاز بهار سرما و توفان به پایان میرسد و به شادی آن، جشن بزرگی برپا میكنند، كه جشن نوروز مینامند.
داستان دیگری چنین گوید که جمشید شاه پس از یك زنجیره بهسازی چپیرهای (اجتماعى) بر تخت زرین نشست و دوری میان دماوند تا بابل را در یك روز پیمود و آن روز، روز هرمزد از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتى از وى بدیدند جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.
برگزیدن زمان نوروز
ایرانیان باستان از چندین هزار سال پیش آغاز به اندازهگیری روز و شب كردند و در پی آن رهروی خور {خورشید} را در آسمان اندازهگیری کردند و دریافتند که سالی دوبار روز و شب برابر است، که همان دگرگشت (انقلاب) تابستانی یا زمستانی است. از این رو سال را به دو واره (فصل) بخش کردند و نوروز، جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان، جشن آغاز زمستان بزرگ جای گرفت و از این رو این دو جشن با هم برابری میکردهاند.
سپس در زمان هخامنشیان دو واره (فصل) به چهار وارهی سه ماهه بخش شد.
هفت سین
یكی از آیین پیك نوروزی، سفره هفت سین است که بدین شمارند:
سیر: نماد اهورامزدا
سبزه: نماد اردیبهشت امشاسپند، راستی
سیب: نماد سپندارمد امشاسپند، مهرورزی و فروتنی
سنجد: نماد خورداد امشاسپند، رسایی و دلدادگی
سركه: نماد امرداد امشاسپند، جاودانگی
سمنو: نماد شهریور امشاسپند، توانایی و باروری
سماك (سماق): نماد بهمن امشاسپند، منش نیك
چرا هفت تا؟
در آیین زرتشت اهورامزدا دارای هفت فروزگان (صفات خدایی) است، كه به آن هفت امشاسپندان گویند. نام یكی از این هفت امشاسپند نام خود اهورامزدا است، پس هفت امشاسپندان، نام هفت فرشته نیست.
به هر روی ایرانیان باستان به نماد هفت امشاسپندان، هفت خوراكی بر خوان نوروزی چیدند، که هر كدام نماد یكی از فروزگان اهورامزدا است.
چرا با سین آغاز میشود؟
پژوهشگر شادروان دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ریشهی واژهی هفت سین را از چیدن "هفت سینی" بر خوان نوروزی میداند كه به آن هفت سینی میگفتند و هفت خوراكی را در سینی میگذاشتند! با گذشت زمان و افتادن "ی" پایانی آن به گونه هفت سین در آمد.
به گفتهی دكتر بهرام فره وشی هنوز هم در برخی از روستاهای ایران این سفره را، سفرهی هفت سینی میگویند.
چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
در این باره دكتر ناصر انقطاع میگوید: هفت سینها باید دارای این پنج ویژگی باشند: نامهای آنها پارسی باشند، با وات (حرف) سین آغاز شوند، دارای ریشهی گیاهی باشند، خوردنی باشند، نامهای آنها از واژگان آمیختاری، مانند سبزی پلو، سیرترشی، سیب زمینی و مانند آنها ساخته نشده باشند.
به گفتهی دكتر ناصر انقطاع بر این پایه؛ سنبل (به پارسی خوشه) و سكه (به پارسی تَنكه) خوراكی نیستند و اَربی (عربی) هستند، سماور هم خوراكی نیست و روسی است و... با نگرش به پنج نكتهی بالا، میبینیم كه در بیست میلیون واژگان پارسی، نمیتوان هشتمی را برای هفت سینهای نوروزی یافت كه دارای این پنج ویژگی باشند.
تخممرغ رنگی
تخممرغ نماد آغاز زندگی نو، زايش و باروری است، همانگونه كه يك جوجه با شكستن تخممرغ زندگی نويی را آغاز میكند.
رنگ سفرهی هفت سین
رنگ سفرهی هفت سین سبز است. در نزد ایرانیان باستان رنگ سبز نشانهی زندگی، بالندگی و سربلندی بود. رنگ سبز در آیین زرتشت نماد امرداد امشاسپند "بی مرگی و جاودانگی" است.
در آیین زرتشت، رنگ سبز بسیار مُغدیس (مقدس) است، تا جایی كه جامهی اَروس (عروس) سبز است و پارچهی توری سبز رنگ روی سر میاندازد و همچنین داماد، کلاه سبز رنگ بر سر دارد و روی شانهی راست، دستمال سبز میاندازد و روی آن کشتی میگذارد. هاتا (حتی) سفرهای که در برابر اَروس و داماد گسترده میشود سبز رنگ است.
نیایش سفرهی هفت سین
نیایش سالگشت (تحویل سال) در ایران باستان بخشهایی از هفت یشن بود. هفت یشن همان هفت امشاسپندان است كه هفت سین از آن گرفته شده است.
پس از آمدن اسلام، تنها زرتشتیان این سروده را در زمان سالگشت تا به امروز میخوانند. سپس در زمان صفوی نیایش « یا مقلب القلوب و...» نوشته شد كه هیچ ریشهی اَربی (عربی) یا كیشی ندارد، همچنین هیچ پیوندی با خوان نوروزی ندارد.
همانگونه كه میدانیم، چون نوروز یك جشن ایرانی و فراگیر است و از آن همهی تیرگان ایرانی با زبانها، كیشها و نژادهای گوناگون است، و همچنین پارسی زبان هَنباز (مشترك) همهی ایرانیان است، پس درخور است، این نیایش پارسی باشد.
از سویی، نیایش هفت یشن و سفره هفت سین كه از هفت امشاسپندان برگرفته شدهاند، به هم پیوند خوردهاند و با هم به خوان نوروزی شكوه مینوی میدهند. نبود یكی به مانی (معنی) كاستی و كمبود در آیین نوروزی است.
اين نيايش در دو بخش است، میتوان یا بخش نخست يا هر دو بخش را خواند.
تو را ای اهورا مزدا میپرستم، که اشا را بنیاد نهادی، آبها و گیاهان و روشنایی را آفریدی، همهی گیتی و روزیها را نیک آفریدی.
میستاییم روان یلان و پهلوانان و مردان و زنان نیک اندیشی که با دین (وجدان) نیک در برابر بدیها برمیخیزند.
میستاییم مردان و زنان نیک اندیش و جاودانه را که همواره با منش پاک زندگی میکنند و همواره سود رسان هستند.
سپس دست در دست هم بخش دوم نیایش را میخوانند:
همان شود که آرزو کردیم. بشود که از اشونها باشیم. همازوریم. همازور کرفه کاران باشیم. دور از وناه و وناهکاران باشیم. همکرفهی بسته کشتیان و نیکان و وهان هفت کشور زمین باشیم. دیر زیویم. درست زیویم. شاد زیویم. تا زیویم به کامه زیویم. گیتی مان به کامهی تن باشد. مینویمان به کامهی روان باشد. همازور باشیم. همازور هما اشو باشیم.
اشا = راستی
اَشو= بهشتی، پاک، مغدیس
همازور= همیاری، همکاری، هم اندیشی، همبستگی
کرفه= کار نیک
وناه=گناه
وهان=بهان
بسته کشتیان= کسانی که کُشتی یا کمربند سپند زرتشتی را میبندند.
نشان سالگشت (تحویل سال)
بر سفرهی هفت سین، تخم مرغ را روی آینه میگذارند یا برگ سبز و نارنج را در كاسه آب میاندازند و گویند هنگام سالگشت تخم مرغ یا برگ سبز و نارنج تكان خواهند خورد.
میتُختهای (اسطورههای) زیبای ایرانی میگویند، در میان دریای بیكران، یك ماهی شناور است كه گاوی را بر پشت دارد و زمین بر شاخ گاو نهاده شده است. به هنگام سالگشت گاو زمین را از یك شاخ به شاخ دیگر میاندازد و همین مایه لرزش زمین میشود و در پی آن تخم مرغی كه روی آینه گذاشتهاند یا برگ سبز و نارنجی كه در كاسهی آب انداختهاند، میچرخد.
همچنین اندكی پیش از سالگشت بر خوان نوروزی اسپند را در آتش میریزند.
سبزه یا ششه
ایرانیان باستان ده روز مانده به جشن نوروز به انگیزهی فراوانی در سال نو سه سینی سبزه از گندم و جو و ارزن به نماد هومت = پندار نیك، هوخت = گفتار نیك و هوورشت = كردار نیك، میكاشتند. باز رنگ سبز آن همانگونه كه پیشتر گفته شد، رنگ مردمی ایرانیان است که از آیین زرتشت سرچشمه میگیرد.
همچنین در تالار پادشاه، دانههای گندم، جو، برنج، لوبیا، میچوك (عدس)، ارزن، نخود، كنجد، باسمر (باقلا)، كاجیله، زرت، و ماش به شمارهی دوازده ماه در ستونهایی از خشت خام بر میآوردند و بالیدن هر یك را به نیك شگون میگرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو مایهی فزونی و باروری خواهد بود و كشت آن را به كشاورزان پیشنهاد میدادند.
اندیشه و فرزانش خانه تكانی
ایرانیان باستان بر این باور بودند كه فروَهر مردگان، كه واژهی فروردین از آن گرفته شده است، در این روزها برای سركشی بازماندگان خود به زمین فرود میآیند و اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند دلشاد میشوند و برای باز ماندگان خود نیایش میكنند وگر نه، اندوهگین و افسرده باز میگردند.
همهی خانه برای پاكیزگی زیر و رو میشد، چیزهای كهنه را به دور میریختند و در آن میان شكستن كوزه را كه جایگاه آلودگیها و اندوههای یك ساله بود بایسته میدانستند. آیین شكستن كوزه در جشن چهارشنبه سوری هم انجام میشود.
خانه تكانی همچنین نشان از فرزانش كهن ایرانی دارد كه در پی آشفتگی، آراستگی و پاكیزگی میآید.
ماهی كرمز (قرمز)
گویا ماهی كرمز آیین چینیان است و هشتاد سالی است به ایران آمده است. هر سال هزاران ماهی كرمز كرپانی (قربانی) میشوند، از این رو بیایید ماهی كرمز را از سفرههای هفت سین بزداییم.
نخستین بامداد نوروز
زرتشتیان و یا ایرانیان کهن در نخستین بامداد نوروز در كنار چهار چوب پایین در ورودی خانه اندكی آویشن میریزند كه نشان برپایی جشن در آن خانه است. آنان در نخستین روز سال نو به نیایشگاه مكان زندگی خود میروند تا سال نو را با همبستگی با یكدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر ایرانی دیگر به دیدار بزرگان، خویشاوندان و آشنایان میروند.
آرامگاه پادشاه كورش بزرگ
به تازگی چندسالی است كه ایرانیان به پاس گرامیداشت پادشاه كورش بزرگ، بنیان گذار ایران بزرگ، هنگام سالگشت در كنار آرامگاه او گرد هم میآیند و جشن نوروز را در آنجا برگزار میكنند.
